مؤلف مجهول
243
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
فصل نهم در تذكرهء احوال شيخ نظام الدّين خليفه ، قدس الله سره العزيز كه مردى بود از خلفاء حضرت « 1 » شيخ المشايخ ، طيب الله مرقده . در حال حيات حضرت شيخ قدس سره در مسند خلافت نشسته بود و تربيت درويشان مىكرد ، و به مرتبهء قطبيت رسيده بود . بعد از وفات شيخ خود به وصيت پير خود در سجاده نشست و جميع درويشان را گرد آورد و تربيت كرد . و غير « 2 » از درويشان همپره ، هزار كس به ارادت آورد . و مقامات عالى داشت و كرامت بزرگ از وى به ظهور آمد ، چنان كه از درخت خشك ميوه تر چيد « 3 » و از جمادات سخن شنيد . روزى نشسته بود كه آوازى به گوش او آمد كه « 4 » : اى نظام الدّين ! هيچ شنيده ( اى ) كه درويش به اين مرتبه رسد كه او را لباس قطبيت ميسر گردد و آنگاه در سجادهء شيخوخيت بنشيند . بدانكه اين دولت عظيم است « 5 » و كمال مرتبهء درويشى « 6 » ، زيراكه در تربيت او خلل نباشد و تربيت كردهء او بىخطا رود و به مقصود رسد . اكنون ترا به خانهء مكهء معظمه در عالم ظاهر بايد رفت ، اگرچه در عالم معنى طواف هرروزه ميسر است . آن بود كه حضرت بزرگوار قدس « 7 » سره العزيز ، رو به سفر مكهء معظمه نهاد . به صد درويش بىتوشه و بىمركب . درويشان گفتند : يا بزرگوار ! اين همه راه دور و سفر دراز را بىتوشه و بىمركب چگونه رفته شود « 8 » ؟ شيخ تبسم كرد و سر جنبانيد و گفت : اى بىاعتقادان ! به رزاقى و قدرت كاملهء خداى خود مگر « 9 » منكريد ، « 10 » كه غم توشه و مركب مىخوريد ؟ درويش آن است كه اعتقاد چنان بكند . به رزاقى حق سبحانه و تعالى كه « 11 » اگر در روى دنيا « 12 » هيچ علفى از زمين نرويد و برگ درختى سبز نگردد ، و قطرهء باران از آسمان نچكد ، رزق او كه دربارهء بنده مقدر است كم نخواهد شد ، زيراكه رزاق صيغهء مبالغه است از رزق . پس چه محل انديشه است ؟ اين بگفت و روان شد . چون روز به آخر آمد و شب رسيد « 13 » ، در منزلى فرود آمد « 14 » . زمانى گذشته بود كه « 15 » خوانى از آسمان فرود آمد و در نظر حضرت شيخ گشوده شد . درويشان ديدند طعامهاى گوناگون كه هرگز نديده بودند . حضرت شيخ دست « 16 »
--> ( 1 ) - ب : - حضرت ( 2 ) - ب : - و غير ( 3 ) - ب : ميوه برچيد ( 4 ) - ب : - كه ( 5 ) - ب : - است ( 6 ) - ب : مرتبه درويست ( 7 ) - ت : + الله ( 8 ) - ب : رفته بود ( 9 ) - ب : - خود مگر ( 10 ) - ب : بنگريد ( 11 ) - ب : - كه ( 12 ) - ب : اگر در وى نيابد هيچ ( 13 ) - ب : - و شب رسيد ( 14 ) - ب : در منزله فرود آورد ( 15 ) - ب : - كه ( 16 ) - ب : - دست